نظریه زوال، زوال نظریه: ضدامپریالیسم ، بدترین محصول امپریالیسم

سخن بر سر آن نیست که ضدامپریالیسم را صرفاً به‌عنوان مقوله‌ای در اقتصاد سیاسی، با این هشدار که می‌تواند پرولتاریا را از مسیر انقلاب منحرف سازد، به نقد بکشیم؛ مسألۀ اصلی آن است که آن را همچون نیرویی مادی دریابیم که کارگران را در دل کشاکش‌های رقابتی میان اقشار مختلف بورژوازی به اتمیزاسیون و انهدام سوق می‌دهد. تعریف امپریالیسم به‌عنوان «بالاترین مرحلۀ سرمایه‌داری»، آن‌گونه که هر زوال‌باوریِ راستین، انجام می‌دهد، مستلزم برقراری نوعی گسست در برنامۀ سرمایه هم در بُعد زمانی و هم در بُعد مکانی است،. نظریه‌پردازی دربارۀ «مرحلۀ امپریالیستی» در تکامل سرمایه، در حالی که هم‌زمان بر عهده‌گرفتن «وظایف نوین» را به اتکای گشایش «دورانی جدید» تجویز می‌کند، پیش از هر چیز، چیزی جز تصدیق همان پراتیک «کهن» نیست.

Related content